دلتنگی
بگو آیا با یاد من دمی سر می کنی یا نه؟
تو هم یادی ز پرواز کبوتر می کنی یا نه؟
دل من تشنه و خواهان یک جرعه نگاه تو...
مرا در چشمه چشمت شناور می کنی یا نه؟
نوشتم نام زیبای تو را در صفحه قلبم
تو آیا اسم من را ثبت دفتر می کنی یا نه؟
در ابتدا تو بودی و در انتها تــــــــویی
بگو آیا با یاد من دمی سر می کنی یا نه؟
تو هم یادی ز پرواز کبوتر می کنی یا نه؟
دل من تشنه و خواهان یک جرعه نگاه تو...
مرا در چشمه چشمت شناور می کنی یا نه؟
نوشتم نام زیبای تو را در صفحه قلبم
تو آیا اسم من را ثبت دفتر می کنی یا نه؟
بررسی دلایل مختلف پاک شدن آفلاینهای دریافتی یاهو مسنجر و حل این مشکل
یکی از مهمترین دغدغه هایی که کاربران یاهو مسنجر با آن مواجه هستند از بین رفتن آفلاین هایی است که دوستان برای آنها ارسال میکنند. به اصطلاح گاهی آفلاینهای یاهو مسنجر میپرد. این موضوع دلایل مختلفی دارد. در این ترفند قصد داریم به بررسی دلایل مختلف این پیش آمد بپردازیم و راه حل ساده مشاهده مجدد آفلاینها را به شما معرفی کنیم.
اما دلایلی که باعث میشوند آفلاینهای ما پاک شوند:
پائين بودن سرعت وصل شدن به سرور ياهو
از آنجايي که بيشتر کاربران اينترنتي در ايران از سرويس اينترنتي تلفني يا Dialup استفاده مي کنند، از سرعت پائيني برخوردارند. و موقع وصل شدن به سرور ياهو مسنجر، به دليل اين که ارسال بسته هاي اينترنتي (Packets) به سرور ياهو بيش از حد معمول طول مي کشد، لذا تصور ياهو بر اين مي شود که شما قطع شده ايد و بايد دوباره وصل شويد. در حالي که نصف عمليات Login شدن را انجام داده ايد.در اين حالت، به دليل اين که يک ارتباط (ولو ناموفق) با ياهو برقرار شده است، ياهو با احتساب اين که شما به سرور وصل شده ايد، آفلاين ها را براي شما ارسال مي کند. و از محل نگهداري آن پاک مي شود. و چون شما در برقراري تماس با ياهو ناموفق بوده ايد، لذا دوباره وصل مي شويد. که اين عمل باعث مي شود آفلاين هاي شما بپرد. چون طبق تصور ياهو، ديگر آفلايني وجود ندارد که براي شما ارسال شود.البته در نسخه هاي 5 و به قبل ياهو مسنجر، هيچ وقت آفلاينها پاک نمي شدند. و خود شما بايد آنها را پاک مي کرديد.
بد شانسي در ارتباط اينترنت
چنانچه وقتي مسنجر شما در حال بالا آمدن باشد و به طور تصادفي اينترنت شما قطع (Disconnect) شود، متاسفانه پنجره آفلاين هاي شما خود به خود بسته مي شود. که البته اين کار نتيجه برنامه نويسي بد اين قسمت ياهو مسنجر است. البته چنانچه از پشت LAN به ياهو وصل شده باشيد، کمي طول مي کشد تا قطع بودن شما به برنامه ياهو مسنجر ثابت شود.
زياد بودن بيش از حد آفلاين ها
کساني که افراد زيادي آنها را Add کرده اند و مرتبا Send To All از افراد مختلف دريافت ميکنند، معمولا در دريافت آفلاين ها مشکل دارند. چون ياهو از يک حدي بيشتر آفلاين ها را نگهداري نمي کند و چنانچه به بيش از حد مورد نظر برسد، تنها تعداد خاصي از آخرين آفلاين ها به نمايش در مي آيند و بقيه دور ريخته مي شوند.
دير به دير Login کردن به ياهو مسنجر
چنانچه شما يک مدت طولاني، مثلا چند ماه به ياهو مسنجر Login نکنيد، آفلاين هاي شما ميپرد.
دير رسيدن آفلاين ها به دست شما
گاهي اوقات به دلايل نامشخص، آفلاين ها دير به دست شما مي رسند. مثلا، فردي ديروز براي شما آفلاين گذاشته، اما شما امروز وقتي وارد مسنجر مي شويد آفلاين را نمي بينيد. بلکه ممکن است در دفعات بعدي آن آفلاين به دست شما برسد.
اما چه کنیم که آفلاینهای خودمان را مجدد مشاهده کنیم؟ بدین منظور باید قسمت Message Archive یاهو مسنجر را فعال کنیم.
بدین منظور از منوی Messenger به Preferences بروید. حالا به قسمت Archive رفته و تیک گزینه Yes , save all of my messages را بزنید. اکنون OK کرده و خارج شوید.
پس از این کار تمامی آفلاینهایی که برای شما ارسال میشود در داخل Message Archive ذخیره میشود. برای مشاهده این قسمت از منوی Contacts به Message Archive بروید.
تنها دقت کنید آفلاینهایی که برایتان ارسال میشود ولی هرگز به دست شما نمیرسند طبعأ در این قسمت هم ذخیره نمیشوند.

در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.
|
يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه، پدر فريدون |
آبـتين |
|
آتـش |
آتـش |
|
نام فرمانده لشگر بابک خـرمدين، تـزيـين و آرايش |
آذين |
|
نام فرشته اي |
آراد |
|
ساکت |
آرام |
|
نام پدر زن داريوش کبـير |
آرتان |
|
يکي از پهـلوانان سنـتي ايران |
آرش |
|
بسيار نيرومند، پدر بزرگ داريوش کبـير |
آرشام |
|
هـدف |
آرمان |
|
يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه |
آرمين |
|
نام باستاني ايران |
آريا |
| داراي خلق و خوي آريايي، نام پسر داريوش | آريامنش |
| منسوب به نژاد و قوم آرين يا آريايي | آريانا |
| مربوط به نژاد آريا | آرين |
| آزاد | آزاد |
| خاص و خالص، پاک و پاکيزه | آويژه |
| پاره آتش | اخـگر |
| يکي از شخـصيتهاي شاهـنامه | اردشير |
| اردلان | |
| يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه | اردوان |
| يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه | ارژنگ |
| شير | ارسلان |
| سرير و تخـت |
ارشيا |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | اسفنديار |
| بنيانگذار سلسله اشکانيان | اشکان |
| شريک، معاون، رفيق | افشار |
| نام سردار ايراني | افشين |
|
آرز |
اميد |
| شاه | امير |
| جاودان | انوش |
| نام يکي از پادشاهان ايراني در زمان ساسانيان | انوشيروان |
| ادراک | اورنگ |
| نام يکي از شخصيتهاي شاهنامه | ايرج |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | بابک |
| نام نوازنده نامي دربار خسرو پرويز | باربد |
| آغاز صبح | بامداد |
| نام نوازنده نامي دوران ساسانيان | بامشاد |
| بامين | |
| نام يک شاهزاده(برادر کمبودجيه پسر کوروش)ر | برديا |
| يکي از سرداران يزدگرد ساساني | برسام |
| جوان | برنا |
| بلند بالا، نام پسر سهراب | بروز |
| نام پهلوان ايراني، نام پسر گرشاسب | برزن |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | بزرگمهر |
| به دين | به آئين |
| نگهبان | بهبد |
| بهراد | |
| مريخ، يکي از شخصيتهاي شاهنامه | بهرام |
| رنگ نيک | بهرنگ |
| روز خوب و نيک | بهروز |
| کسي که به نيکي زاده شده | بهزاد |
| يازدهمين ماه ايراني، نام يکي از شخصيت هاي شاهنامه | بهمن |
| داراي مش و کردار شايسته | بهمنش |
| مشهور | بهنام |
| نام شاهان هند | بهنود |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | بيژن |
| ايراني، مقدس | پارسا |
| نامي آذري به معناي پروردگار | پاشا |
| رزمجو | پرشان |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | پرويز |
| نام يک پيامبر | پرهام |
| پژمان | |
|
|
پوريا |
|
جستجو، جويا |
پويا |
| آرزو | پوژمان |
| نام يکي از پهلوانان ايراني در زمان کيقباد | پولاد |
| آهنگساز دوران خسرو پرويز ساساني | پهلبد |
| پيام | پيام |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | پيروز |
| نام برادر شاپور اول | پيروزان |
| قبول | پيمان |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | تورج |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | تهماسب |
| نام يکي از شاهان ايراني | تهمورث |
| تيرداد | |
| تيمور | |
| ابدي | جاويد |
| نام شاهي باستاني، يکي از شخصيت هاي شاهنامه | جمشيد |
| دارنده جهان | جهاندار |
| شاه جهان | جهانشاه |
| فاتح جهان | جهانگير |
| مدافع | حامي |
| هديه اي از طرف خدا | خداداد |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | خسرو |
| نام يکي از شاهان هخامنشي | خشايار |
| داديه | |
| ثروتمند، يکي از شخصيتهاي شاهنامه | دارا |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | داراب |
| نام يکي از شاهان هخامنشي | داريوش |
|
|
دانوش |
| رامبد | |
| رامين | |
| نوازنده معروف زمان ساسانيان | رامتين |
| درخشان | رخشان |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | رستان |
| روزبه | |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه ( پدر رستم )ر | زال |
| زامياد | |
| نام يک پيامبر | زرتشت |
| زند | |
| بنيانگذار عهد ساساني | ساسان |
| رهبر | سالار |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | سام |
| خانه، سامان | سامان |
| بالا مقام | سامي |
| آسمان | سپهر |
| سروش | |
| شاهزاده | سنجر |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه ( فرزند رستم )ر | سهراب |
| مرد سياه مو | سيامک |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | سياوش |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | شاپور |
| صورت شاه | شاهرخ |
| خواست شاه | شاهکام |
| باز ( پرنده اي کوچکتر از عقاب )ر | شاهين |
| سزاوار | شايا |
| سزاوار | شايان |
| شروين | |
| ستاره دنباله دار | شهاب |
| شاهين دربار | شهباز |
| نام پادشاهي | شهرام |
| هديه شهر | شهرداد |
| رودي بزرگ | شهروز |
| شاه | شهريار |
| دوست شاه | شهيار |
| اعتماد | عماد |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | فرامرز |
| راست | فربد |
| عالي | فرجاد |
| شاد | فرخ |
| شاد به دنيا آمده | فرخزاد |
| فرداد | |
| بهشت | فردوس |
| فردين | |
| تولد باشکوه | فرزاد |
| سزاوار | فرزام |
| عاقل | فرزان |
| دانا | فرزين |
| شاد | فرشاد |
|
|
فرشيد |
|
بالا |
فرناز |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | فرود |
| جوهر | فروهر |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | فرهاد |
| فرهنگ | فرهنگ |
| فرهود | |
| يکي از شحصيت هاي شاهنامه | فريبرز |
| منحصر بفرد | فريد |
|
يکي از شخصيت هاي شاهنامه |
فريدون |
| پيروز، پيروزي | فيروز |
| موفق | کامران |
| آرزوي شاد | کامشاد |
| موفق | کاميار |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | کسرا |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | کاوه |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | کاووس |
| کورس | |
| بنيانگذار سلسله هخامنشي در ايران | کورش |
|
کوشنده، سخت کوش |
کوشا |
|
شاه، مدافع، محافظ |
کيا |
| شاهان | کيان |
| کيارش | |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | کيانوش |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | کيخسرو |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | کيقباد |
| جهان | کيوان |
| يکي از شخصيت هاي شاهنامه | کيومرث |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | گباد |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | گشتاسب |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | گودرز |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | گيو |
| مازيار | |
| ماکان | |
| نقاشي که خود را پيامبر معرفي مي کرد | ماني |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | منوچهر |
| مهبد | |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | مهراب |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | مهران |
| هديه آفتاب | مهرداد |
| نوزاد آفتاب | مهرزاد |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | مهرک |
| رنگ آفتاب | مهرنگ |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | مهيار |
| تولد | ميلاد |
| مشهور | نامدار |
| مشهور | نامور |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | نريمان |
| روشنايي | نوري |
| بشادي زائيده شده | نوشزاد |
| خبر خوش | نويد |
| کوچک | نميا |
| شنونده | نيوشا |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | هرمز |
| هوتن | |
| دانا | هوشمند |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | هوشنگ |
| دانا | هوشيار |
| يکي از شخصيتهاي شاهنامه | هومان |
| نيک انديش | هومن |
| ورشاسب | |
|
نامي آذري - بمعني جاويد |
ياشار |
برای دیدن اسم های دختر روی ادامه مطلب کلیک کنید
عشق بیداد من
باختن یعنی لحظه عشق
جان سرزمین یعنی یعنی
زندگی پاک من عشق لیلی و
قمار مجنون
در عشق یعنی ... شدن
ساختن 
عشق
دل یعنی
کلبه وامق و
یعنی عذرا
عشق شدن
من عشق
فردای یعنی
کودک مسجد
یعنی الاقصی
عشق من
عشق آمیختن افروختن
یعنی به هم عشق سوختن
چشمهای یکجا یعنی کردن
پر ز و غم دردهای گریه
خون/ درد بیشمار
عشق من
یعنی الاسرار
کلبه مخزن
اسرار یعنی
عشق
|
عاشقانه های امیرو نرگس قسمت آخر |
نوشته های سیاه رنگ از زبان نرگس و نوشته های آبی رنگ از زبان امیر هستند
من مرتب به پدر و مادر امیر سر میزدم و هر بار که میرفتم خونشون حتما براشون گل میبردم حتی اگر شده فقط یک شاخه. خیلی از مهمونیهایی هم که پدر و مادر امیر دعوت بودن و بمن میگفتند باهاشون میرفتم تا خوشحالشون کنم. یعنی راستش اینکارو به دو دلیل انجام میدادم یکی اینکه پدر و مادر امیر رو دوست داشتم و میدونستم که خوشحال میشن که من باهاشون برم مهمونی و دوم اینکه اگه اینکارو نمیکردم برای اونها خیلی بد میشد و کلی حرف براشون در میاوردن که با عروسشون مشکل دارن و اینجور حرفها. خدا رو شکر همچنان همدیگرو دوست داشتیم و برگشتن من بخونمون باعث نشد که بینمون فاصله بیفته.
نردیکیهای شب عید بود و من فکر میکردم که اون عید احتمالا آخرین عیدی خواهد بود که من در ایران هستم. مونده بودم که تحویل سال رو خونه خودمون باشم یا خونه امیر اینها. هر جا که میرفتم اون یکی ناراحت میشد. تازه این از جمله مشکلاتیه که قابل ذکره و من اینجا دارم براتون بنویسم، وگرنه مشکلات از این نوع ولی با شدت بیشتر کم نبودند. خلاصه دلو به دریا زدم و تصمیم گرفتم که برای تحویل سال نو برم خونه امیر اینها. با مادرم این مسئله رو در میون گذاشتم و ازش عذر خواهی کردم که تحویل سال رو کنارش نخواهم بود. مامانم هم بقلم کرد و گفت که کار خیلی خوبی دارم میکنم و خودش هم میخواسته بهم بگه که برای تحویل سال برم خونه امیر اینها. میدونستم که اینکار زخم زبونهای ناپدریمو به همراه خواهد داشت ولی خوب چاره چی بود؟ تحویل سال حدود ساعت 11 شب بود. حدودای ساعت 7 شب بود که دیگه تصمیم گرفتم زنگ بزنم، به پدر و مادر امیر گفتم که تحویل سال دارم میرم خونشون و در کمال ناباوری شنیدم که
|
گريه كن جداييها ما رو رها نمي كنن
آدما انگار براي ما دعا نمي كنن
گريه كن حالا حالاها از هم بايد جدا باشيم
بشينيم منتظر معجزه خدا باشيم
گريه كن منم دارم مثل تو گريه ميكنم
به خداي آسمونامون گلايه ميكنم
گريه كن واسه شبهايي كه بدون هم بوديم
تنهايي براي سنگيني غصه كم بوديم
گريه كن سبك ميشي روزاي خوب با هم بودن يادت مياد
گر چه تو تقویممان اون روزا نيستن زياد
گريه كن قولي كه بهش عمل نشد
واسه مشكلاتي كه بودش و هست وحل نشد
توي باروني ترين ثانيه حرفاتو بزن
گريه كن آيينه بشه باز اون چشاي روشنت
واسه بودن لازمه فداي گريه كردنت